خرید بک لینک

محققان روحی برون فکنی روح را امری لذت بخش برای روح می دانند و بی خطر به حدی که دیگر خواهان بازگشتن به داخل جسم فیزیکی خود نیست چون رهایی از جسم مادی و قدم گذاشتن به عالم ارواح از هر جهت لذت بخش تر از لذت مادی است پس هیچ گاه نگران مرگ ترس از مرگ نباشید چون بین روح وجسم قفلی وجود دارد به نام ریسمان نقره ای که این ریسمان هیچ محدودیتی نسبت به طول خود ندارد 
قرینه اثیری از طریق یک پیوند و نهان به نام ((طناب نقره ای)) به جسم فیزیکی مرتبط است.لحظه ای که قرینه اثیری جسم فیزیکی را ترک میکند جسم فیزیکی می میرد اما اگر طناب نقره ای پاره نشود احتمال می رود که قرینه اثیری یک بار دیگر از طریق طناب نقره ای وارد قالب مادی شود و به این ترتیب قالب مادی به زندگی ادامه دهد.کسانی که عمیقا" مراقبه می کنند میتوانند آهنگ طناب نقره ای را بشنوند .در مراقبه فرد((تجرد)) یا خارج شدن از جسم فیزیکی را تجربه می کند.هر زمان که روح جسم را ترک می کند و به قلمرو های بالاتر می رود طناب نقره ای نواخته میگردد و آهنگ آن شنیده میشود.هر چه تجربه تجرد بیشتر پیش بیاید صدای آهنگطناب نقره ای قوی تر است.روح جسم را ترک می کند .اما دوباره به جسم بر میگردد به عبارتی هر یک ازاین تجربه های تجرد نوعی مرگ محسوب می شوند.اساتید بزرگ معنویت به شاگردانشان آموزش می دادند که هر چند گاه یک بار به این ترتیب ((بمیرند)). انسان فقط با مردن است که هنر زندگی حقیقی را می آمورد و کسی که نمرده باشد نمی داند چگونه زندگی کند.
طناب نقره ای و طول آن محدود نیست .قرینه اثیری می تواند از جسم فیزیکی خارج شود.صدها کیلومتر یا مایل دورتر برود و دوباره به جسم فیزیکی برگردد.البته در صورتی است که طناب نقره ای پاره نشود.زیرا در آن صورت جسم فیزیکی می میرد(برای همین من میگویم تخلیه روح را همین طوری بدون تحقیق و تجربه انجام ندهید.)
آرتور هیل در انسان روح است .حکایت مردی را نقل میکند که در نتیجه انفجار مواد منفجره به هوا پرتاب شد و بعد به زمین افتاد.با این که بدن وی بر زمین افتاده بود اما احساس می کرد که درهواست و از بالا به جسمش نگاه می کند که کمی دورتر روی زمین قرار دارد.می دید که رشته های باریک و شفاف به رنگ نقره ای او را به جسمش مرتبط می کند و پزشکان دور جسمش جمع شده اند و اظهار می کنند که او مرده است.بعد دو نفر با برانکارد آمدند و متوجه شدند که او هنوز جان دارد. او میگفت ((در واقع من از آن طناب نقره ای پایین آمدم و به همان جسم قدیمی برگشتم . در آن هنگام مانند یک خفاش کور بودم و دست راستم از شانه قطع شده بود)).
توجه داشته باشید تا زمانی که قرینه اثیری بیرون از جسم فیزیکی قرار داشت او قادر به دیدن بود.او پزشکان و کسانی که برانکارد را آورده بودند میدید ولی احساس درد نمی کرد.اما به محض ورود قرینه اثیری به جسم فیزیکی متوجه شده که بینایی اش را از دست داده است و درد قطع شدن دستش را هم احساس می کند

برچسب: نویسنده: نوید رفیعی تاريخ: شنبه 30 بهمن 1395 ساعت: 0:43

صفحه بندی